حكيم ابوالقاسم فردوسى

530

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

بوده و نريمان پهلوان نيز از كريمان بوده است « 1 » . پدرش هوشنگ ، سومين شاهى بود كه در گيتى تاج بر سر نهاد « 2 » . همانا آوازهء سام را شنيده‌اى كه هيچ‌كسى به نيكنامى او در آن روزگار نبود . نخست آن اژدهايى كه در شهر توس نهنگ دريا و پلنگ خشكى از چنگش رهايى نمىيافت و سر ماهيان دريا را برمىافروخت و پَر كرگس آسمان از او مىسوخت و پيل را نيز به دَم خويش درمىكشيد و اكنون دل خرّم از ياد او دژم گشت « 3 » . ديگر آن اندروى ديو « 4 » بود كه تنش در زمين بود و سرش به آسمان مىساييد . درياى چين تا ميان او بود و او را از تابش آفتاب ، زيان مىرسيد . ماهى را از آب برمىداشت و سر از آسمان مىگذراند و آن را در پيش خورشيد بريان مىساخت . آسمان ازو گريان بود . و بدين گونه آن دو پتياره [ اژدها و ديو ] بدين سان از

--> ( 1 ) - برخى بر آن هستند كه « كريمان » در اينجا به معناى پدر نريمان است . ليك در سلسله نسب خاندان نريمان چنين نامى وجود ندارد . بايد توجه داشت كه اين بيت در شاهنامه تكرار شده است و بر روى آن تأكيد شده . ( 2 ) - اين گفته صحيح نمىباشد ، چرا كه اوّلاً شاهان بسيار ديگرى در گيتى پيش از هوشنگ بوده‌اند و ثانياً به تصريح خود حكيم فردوسى هوشنگ پس از گيومرت ، دومين شاه ايران بوده است . ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، فصل دوم . در نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 1667 بجاى اين بيت ، بيت زير آمده : چنان تا به گرشاسپ دارند زاد * به جمشيد آرند يك سر نژاد و همين بيت كاملاً صحيح به نظر مىرسد ، چرا كه نژاد دودمان رستم به جمشيد مىرسد . ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 133 . ( 3 ) - ر . ك . ج 1 از كتاب حاضر ، ص 211 - 210 . ( 4 ) در نسخهء ژول مُل ، ص 1298 ، بيت 3045 چنين آمده : دگر اندرو ديو بد بىگمان * تنش در زمين و سرش به آسمان بسيارى در برداشت خود از مصراع اول اين بيت چنين تصور كرده‌اند كه منظور از « اندرو » يعنى اندر آن ، درون آن و اين بيت را ادامهء ابيات قبل و مربوط به همان اژدهاى توس دانسته‌اند و گمان كرده‌اند كه منظور اين است كه درون آن اژدها ، ديوى بوده است . ليك در اينجا بايد ابتدا به واژه « دگر » كه در آغاز بيت آمده ، توجه بسيار داشت . حكيم فردوسى با آوردن واژهء « دگر » ، اين بيت را از ابيات قبل جدا كرده و منظور او دو ديگر يا ديگرى است . سپس بايد به واژهء « اندرو » توجه داشت كه اين واژه نيز به معناى اندر چيزى يا درون چيزى نمىباشد . بلكه مراد اندرو يا همان گَنْدَرو Gandareu يا گَنْدَرِوَ Gandareva يا ديو آبى است كه در اوستا از آن ياد شده است . خود حكيم فردوسى نيز اندكى بعد اشاره دارد كه اين ديو در ميان دريا بوده است و باز هم كمى بعد اشاره به 2 پتياره مىكند كه مراد از آن ، يكى اژدهاى توس و ديگرى همان ديو آبى اندرو است . نيز ر . ك . ماركوارت ، و هرود و ارنگ ، ص 22 - 21 .